طرفند نشان دادن کارنامه

پدر در حال رد شدن از كنار اتاق خواب پسرش بود،  


با تعجب ديد كه تخت خواب كاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده

يك پاكت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر».

با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاكت رو باز كرد و با دستان لرزان نامه رو خوند...........

با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم

  فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من

احساسات واقعی رو با سارا پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو

ا
ون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ

موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات

نیست، پدر. اون حامله است.

 
ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و سارا بهتر بشه. اون

لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من ۱۵ سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت

کنم. یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های

زیادت رو ببینی.

با عشق،

پسرت،

پاورقی :
پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه

امیر. فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست

نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه. دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه

امن بود، بهم زنگ بزن

میدونم . میتونی 

چرا من

آرتو اشی قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون، به خاطر خونِ آلوده ای که درجریان یک عمل جراحی در سال 1983 دریافت کرد، به بیماری ایدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامه هایی از طرفدارانش دریافت کرد.
یکی از طرفدارانش نوشته بود: چرا خدا تو را برای چنین بیماری انتخاب کرد؟ او در جواب گفت: در دنیا، 50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند. 5 میلیون نفر یاد می گیرند که چگونه تنیس بازی کنند. 500 هزار نفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد می گیرند. 50 هزار نفر پا به مسابقات می گذارند. 5 هزار نفر سرشناس می شوند. 50 نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدا می کنند، چهار نفر به نیمه نهایی می رسند و دو نفر به فینال...
و آن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدایا چرا من؟
و امروز هم که از این بیماری رنج می کشم، نیز نمی گویم خدایا چرا من؟

روز پدرمبارک

به سلامتی دختری که پولهای مچاله شدشو آروم گذاشت جلوی فروشنده و گفت
برای روز پدر یک کمربند می خوام
فروشنده گفت: چه جنسی باشه
دختر کوچولوگفت:
فرقی نمیکنه فقط دردش کم باشه

پدرا روزتون مبارک

گروه گل یاس گروه گل یاسگروه گل یاس

گروه گل یاس

گروه گل یاسگروه گل یاسگروه گل یاس

تعجب نداره خب تولد داداش فرهادمه

 

   

 

 

هيــــــــــــــــــــــــــسـســـسسسسسسسسسسسسسسسسســس ... 

یواش تر داره میاد...

چراغا خاموش...

 

 

حالا همه با هم ۱...۲...۳...

 

گروه گل یاس

 

 بزن کف قشنگ رو به افتخار داداش فرهادم

 

 اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

امروز از همتون دعوت کردم تا با هم تولد داداش فرهاد رو جشن بگیریم

پس بزن به افتخار کاپیتانclapping.gifclapping.gif

 زیبازیبا

خب حالا نوبت کیکه 

 

1053787qd8db5o29l.gif

 باید شمع ها رو فوت کنی        

اما قبلش  یه آرزو کن ...        

خدايا !‌ سايه ي كاپيتان فرهادمون صد سال ديگه رو سر تيام و اميرش باشه

 

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

   niniweblog.com    niniweblog.com       niniweblog.com      niniweblog.com

 

 تولدت مبارک 

گروه گل یاس گروه گل یاس 

 

ميگم فرهاد زرنگي ها ! امروز تولدته پس فردا هم روز پدر ،‌بيچاره تيام !‌

تولدت مبارك بهترين پدر دنيا .....

حالا نوبت کادو هاست  

اینم کادوی من امیدوارم خوشت بیاد

گروه گل یاس


بازم میگم :

ارزشش را داشت

جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی، تمام دنیا رو گرفته بود. یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگیش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است، از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند . مافوق به سرباز گفت: اگر بخواهی می توانی بروی، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه؟ دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی!
حرف های مافوق، اثری نداشت، سرباز به نجات دوستش رفت. به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد ، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند. افسر مافوق به سراغ آن ها رفت، سربازی را که در باتلاق افتاده بود، معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت: من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه، دوستت مرده! خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی!
سرباز در جواب گفت: قربان ارزشش را داشت. مافوق: منظورت چیه که ارزشش را داشت!؟ می شه بگی؟
سرباز جواب داد: بله قربان، ارزشش را داشت، چون زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود، من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می کنم!
اون گفت: جیم.... من می دونستم که تو به کمک من میایی...

شب را

 

شب را دوستـــ ــ ـ دارم ...!

چرا که در تاریکـــ ـی ..

چهره ها مشخــــــ ـص نیست !!

و هر لحظــــــــ ـه ..

این امیـــــ ـد ..

در درونــــــ ــم ریشه می زند ...

که آمده ای ..

ولی من ندیده ام!!!

می خواهم برگردم به روزهای کودکی

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که :


* پدر تنها قهرمان بود .*
 

* عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد *
 

*بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... *
 

*بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . *
 

*تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. *
 

*تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود *
 

*و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!*

زیباترین دیالوگ پدر ژپتو :

 

پینوکیو ، چوبی بمون

 

                                 دنیای آدما سنگیه ...

 

Picture Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

شعارهای اس اس قهرمان

سلام

 از اون جایی که ما دخترا نمیتونیم بریم ورزشگاه و تیممونو تشویق کنیم من یه سری از  

 شعارای این فصل

 تیممو  جمع کردم

 اینم شعار ها :


***
سرور هرچی لنگی امیر قلعه نوعی

***
بین همه تیمهای دنیا عشق است استقلال به امید خدا توی جام قهرمانان هم قهرمان میشیم انشاالله

***

شب تاره... لنگ پاره... تیمی که چاره نداره

لنگی ها باید بدونند... که استقلال قهرمانه

***

بزن بر سینه و بر سر،به حال لنگ خاك بر سر،در و دیوار میگرید

***

بقیش ادامه مطلب

ادامه نوشته

گفتگو با حضرت آدم ابوالبشر

نامت چه بود ؟
 
آدم

فرزند ؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد ؟
بهشت پاک
ادامه نوشته