***...انقدر از تنهايي نترس تو تنهايي وارد اين دنيا شدي ***

خدایا چه غریب است درد بی کسی و چه تنهایم در این غربت

که تو هم از من رویگردانی

و اینک باز به سوی تو آمدم تا اندکی از درد درونم را برایت باز گویم 

  و خدایا تو بهتر میدانی آنچه درونم است تنهایی و بی کسی ام را دیده ای  

 ,دربه دری و آوارگی ام را و هزارو یک درد که بزرگترینش ناامیدی است

 .خدایا همه را کنار گذاشته ام اما با ناامیدی و بی هدفی نمی توانم بسازم

 صبرم بسیار است اما پوج وبی هدف میدوم

. خسته شده ام خسته خسته

دلم گرفته...دلم عجیب گرفته...مثل روز های بارانی...

گاهی لازمه کرکره زندگیم رو بکشم پایین

یه پارچه سیاه بزنم روش

و رو درش بنویسم

کسی نمرده فقط دلم خیلی گرفته...