مرا از یاد برده اند
اینجا دگر همه مرا از یاد برده اند
دلم گرفته است باور نمیکنی
هیچکس نمیداند تنهایی من به چه اندازه
بزرگ است
تنها چشمان گریانم مرا آرامشی ست در شب
من از شب هم گذشتم لیکن اشکهایم همچنان جاریست
این تنهایی من است که آسمان دلم را اشک باران کرده
اکنون به که پناه برم؟
کیست که میداند تنهایی من به چه اندازه بزرگ است؟
آیا هنوز هم او با من است
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۱ ساعت 10:48 توسط zari
|

■ اینـجـآ مـَـنــ مـےـنـویـسَـم (!)