هی لعنتی ...
اون طوریم که تو فکر میکنی نیست
..
شاید عاشقت بودم،روزی
.....!
ولی ببین بی تو

هم زنده ام،
هم زندگی میکنم ...
فقط گاهی در این میان،

یادت ...
زهر میکند به کامم زندگی را
...
همیــــــــن

 

 

با تشکر از بعضی‌ دوستای عزیز که هروقت دورشون خالی‌ می‌شه یادی از ما می‌کنن ،
راضی‌ به این همه زحمت نیستیم به خدا

مغزم دیگر جواب که نمیدهد هیچ

تازه سوال هم میپرسد...

 

 

وایسا دنیا من می خواهم پیاده شوم!

-همینجا؟

-بله لطفا!چند میشه؟

-کجا سوار شدی؟

-دهه هفتاد بود!

-برو...صلوات بفرست...

 

شعور اگه خریدنی بود

من حاضر بودم برای بعضی ها از جیب خودم مایه بزارم

بعضی وقتا باید دستت رو بزاری روی قلبت بگی

خفه شو لعنتی

خودم میدونم باید چیکار کنم

اعتراض وارد نیست.

حکم دادگاه:

زندگی اجباریست....

هیچ کس بعد رفتن کسی نمرده

ولی

خیلیا بعد رفتن خیلیا دیگه زندگی نکردن

این روزها

بیشتر از هر زمانی

دوست دارم خودم باشم!!!

دیگر نه حرص به دست آوردن دارم

نه هراس از دست دادن را...

هر کس مرا می خواهد به خاطر خودم بخواهد

دلم هوای خودم را کرده است...

همین...