مصاحبه داغ داغ با مادر مهربون علی آقا...

سلام به همه عزیزانی که الان در وب حضور دارند .

قبلا مصاحبه خود علی رو براتون گذاشتم ام الان مصاحبه با مامانشو می زارم

امیدوارم که از خوندن سوالا لذت ببرید .

متن مصاحبه:

سلام. ممنون از زحمتي كه مي‌كشيد.سوال‌ها را خواندم وسعي مي كنم در حد توانم به آن‌ها پاسخ دهم.

اقاي ضيا تولد چند سالگيشو خيلي دوست داشته از نظر شما ؟

گمان مي‌كنم هفت ساله بود كه تولدي مختصر برايش گرفتيم.او وخواهرش تعدادي از دوستان‌شان را دعوت كرده بودند. در اين مهماني قرار نبود بزرگترها هم حضور داشته باشند. آن روز پدرم به خانه ما آمد.تعجب كردم. ايشان خيلي كم از خانه بيرون مي‌رفتند. پدر چيزي را در كاغذ روزنامه پيچيده بود .گفت: « شنيدم تولد آسيد علي است.گفتم چرا مرا دعوت نكردند؟» تعارف كردم وعذرخواهي كه بچه‌ها اينطور خواسته‌اند.بابابزرگ آمد وتا آخر شب بريا بچه‌ها ترانه‌هاي قديمي‌خواند، با ان آن‌ها بازي كرد، بازي‌هاي قديمي را به ان‌ها ياد داد و.شبي پر خاطره براي علي وشيما و دوستان ساخت.. بود.گمان مي كنم اين تولد يكي از خاطره‌انگيزترين تولد‌ها براي او باشد.
علي اقا کدوم محله تهران ساکنه؟مستاجرن ؟

علي در شهرك غرب زندگي مي كند ومستاجر است.

چرا ايشون ارشدشونو روان شناسي زدن نه مکانيک ؟

من هم مثل شما نمي دانم چرا روانشناسي زده. البته مي دانستم كه مكانيك نخواهد خواند ولي فكر مي كردم به مديريت علاقمند است.
ماشين خريدن جديدا يا نه ؟

خیر

علي اقا را در يک جمله وصف کنين؟

علي صداقت باران است در كويرتفتيده. پس هديه خداست به من به ما..


علي اقا از چند سالگي اهل شعر گفتن و نوشتن بودن ؟

علي را عادت داده بودم كه روي پاهايم بخوابد. بد غلق بود بچه. پاها را دراز مي كردم بالش مي گذاشتم واورا مي خوابانيدم حالا بايد پاها را مدام حركت دهم تا بشود ننو واو خوابش ببرد. آن روزها زمان كمي براي خواندن داشتم. از اين فرصت استفاده مي كردم وهمزمان شعر مي خواندم وبيشتر حافظ. وقتي راه‌افتاد وتوانست خودش را بالا بكشد تا به همه چيز دست بزند. خوابش كه مي آمد دست مرا مي گرفت مي برد كنار كتابخانه .بعد قد مي كشيد و با دست به گوشه‌اي كه ديوان حافظ بود اشاره مي كرد. ديگر بدو.ن حافظ نمي خوابيد. بعد‌ها اين علاقه به شعر شنيدن ،به شعر خواندن وشعر گفتن انجاميد. البته فضاي خانه ما فضايي پر از شعر وهنر وادب وكتاب است.


به نظر شما بزرگترين آرزوي ايشون چيه ؟

گمان كنم حل گرفتاري‌هاي مردم ، سلامتي خانواده ويه خورده دايي شدن.
سر گرمي هاي مورد علاقه ايشون و چه چيزي مي تونه خيلي ايشونو خوشحال کنه؟

خواندن كتاب،قدم زدن در باران،رفتن به مهماني‌هاي دوستانه وبودن در جمع خانواده


علي اقا بيشتر شبيه پدرشونه يا شما ؟

علي از نظر فيزيك صورت به پدرش شبيه است.از نظرقد وقامت به خانواده من،از نظر پاره‌اي از خصوصيات اخلاق به شدت به من واز نظر علاقه‌مندي‌ها قكر كنم بيشتر به من. ولي در كل تركيبي از پدر ومادر است.


ايشون چند سال از خواهرش کوچکتره؟

علي چهارسال ونيم از خواهرش كوچك‌تر است.
از چه تيپ شخصيتي بيشتر خوششون مياد ؟

اين يك چيز شخصي است ومن اطلاعي ندارم اما فكر مي كنم اهل تفكر وانديشه بودن برايش مهم است.


ايشون اهل اشپزي يا غذاي بيرون اخه نيست تنها زندگي مي کنن و اينکه کارهاي خونشون مثل ظرف شدن را بايد خودشون انجام بدن؟

چرا بايد هميشه زني باشد تا كارهاي منزل انجام شود؟ زني به شكل مادر ،خواهر يا همسر؟ ايشان هم مثل هر آدمي كه تنها زندگي مي كند، خودش بايد كارهايش را انجام دهد.


اتاق ايشون وقتي کاشان بودن چه شکلي بوده از لحاظ ظاهري ؟
براي شما عزيزتره يا پدرش ؟

از وقتي كه به سني رسيده كه در مورد اتاقش نظر بدهد ؛اتاقش را سبز كرده است. پشتي ها ،روتختي،كتابخانه و.... اتاق علي سبز باغي است در خانه ما.بچه‌ها به يك اندازه براي پدر ومادر عزيزند.فقط نوع دوست داشتن پدر ومادر به خاطر تفاوت ميان زن ومرد متفاوت است.او براي همه ما بسيار عزيز است مثل هر بچه ديگري.
ايشون بجز واليبال و نويسندگي در چه کارهاي ديگري مهارت دارن ؟

بازی های کامپیوتری
دوست دارين چند سال ديگه ايشون ازدواج کنن؟   

 

به نظرم من نمي توانم زماني براي او مشخص كنم. هر وقت بتواند مسئوليت زندگي را بپذيرد.


 چرا بدترين و سخت ترين شب زندگيشون  سخت ترينش شب 20 اسفند بود؟

نمیدانم.

مادر علي چند وقت يکبار ايشونو مي بينه و کادوي روز مادر علي چي بوده و اخرش روز جوان برا علي کادو فرستادن يا نه و کادوي روز پدرش چي بوده از در امد علي آقا چقدره؟

خيلي كم. بيست روز تا يك ماه .البته الان كه ماه رمضان است بيشتر او را مي بينم تقريبا هر هفته.علي به من يك چاي ‌ساز وچندين جلد كتاب در زمينه داستان وشعر وسي دي كامل سريال دايي جان ناپلئون را داد كه خيلي دوست دارم.روزپدر هم يك پيراهن،كه در خريدش تخصص دارد.من نمي دانم درآمد علي وخواهرش چقدر است و اصولا هرگز در اين مورد از آن‌ها سوالي نمي پرسم.
علي ضيا رو در يك كلمه وصف كنيد؟

 عاشق


چهره ي اجتماعي و اون چيزي كه ما از علي ضيا سراغ داريم آيا شبيه به شخصيتي هست كه ايشون تو خوانواده دارن؟؟؟

بله او هميشه مهربان واجتماعي بوده وبراي ديگران از هر صنف احترام فوق‌العاده‌اي قايل است.يكي از ويژگي‌هاي او كمك به ديگران در صورت نياز است.


به نظر شما چرا هر انساني فقط ميتونه يك دوران اوج داشته باشه؟
اصلا به اين معتقديد كه انسانها فقط دورانه اوجشون يك مرحله ي خاصي هست؟

به نظرم اگر كسي درست زندگي كند مي تواند هميشه در اوج باشد. در زمينه  كارهاي هنري هم اگر كسي استعداد داشته باشد و با مطالعه مداوم خود را به رو زنگه دارد والبته از آفت غرور دوري كند مي‌تواند هميشه  در اوج باشد. در ادبيات اگر بخواهم مثالي بزنم مي توانم از استاد محمود دولت‌آبادي ياد كنم كه هميشه در اوج بوده وهستند.


شما براي اينكه علي ضيا هميشه در اوج بمونه چه نصيحتي بهش ميكنيد؟

در بالا جواب دادم.


خيلي ها با اينكه ايشون از موفق ترين مجريان تلوزيون هستن اما شيوه ي كاري ايشونو نميپسندن و عقيده دارن غرور يه جورايي تو اجراي ايشون هست !شما چي فكر ميكنيد؟؟؟

شايد.گاهي. به نظرم اين خيلي طبيعي است. در رفتار روزانه همه آدم‌ها حتا در سلام وعليك‌ها ي  معمولي هم گاهي اين غرور ديده مي شود.


شما خودتون رمز موفقيت علي ضيا رو در چه ميبينيد؟

توكل به خدا. اعتقاد واعتماد به خود وتلاش مداوم. علي ضيا تنها با تكيه به توانايي خود به اين مرحله رسيده است واين جز لطف خدا نيست.


سركار خانم احديت خودتونو موفق ميدونيد؟چه از نظر تربيت فرزندانه عزيزتون و چه از نظر اجتماعي ؟جواب ما مثبت هست !ميخوام شما خودتون و وصف كنيد؟؟؟!

نه. شايد مي توانستم بيشتر براي بچه‌هايم تلاش كنم. در مورد موقعيت اجتماعي هم من موقعيتي ندارم. بسيار كم كار كرده‌ام. بايد در تمام عمر فقط مي نوشتم كه نشد. باور دارم كه به خودم وفرزندانم بدهكارم. داستان من هنوز نوشته نشده است.

خيلي از بچه ها نياز دارن كه با يك مادر به جز مادر خودشون به عنوان يك مشاور صحبت كنن!آيا ميتونن شما رو به عنوان يك هميار مادر و يك كسي كه تونسته رابطه ي فوق العاده خوبي با فرزندانش داشته باشه و يك مشاور انتخاب كنن؟؟؟؟

اين افتخار را دارم كه در يك موسسه خيريه به دوستاني كه مايلند خدمات مشاورة اي ارائه مي دهم. اما منظور شما را نمي‌فهمم.


سركار خانم شهره احديت لطفا خودتونو در يك كلمه بگيد!

بگذاريد ديگران مرا حكايت كنند.


براي خوشحال كردن آقاي ضيا چه ميكنيد؟

نمي دانم .گاهي شعري مي خوانم يا كتابي مي خرم كه مي دانم دوست دارد.گاهي حتا پيامكي.گاهي هم اگر پيش بيايد در كنار هم به اهنگي گوش مي دهيم. گپ‌هايي كه در ساعات پاياني شب ( بهتر است بگويم صبح) تا سحر با هم داريم براي من يكي از لذت‌بخش‌ترين لحظه‌هاي زندگي من است. اميدوارم براي او هم همين‌طور باشد.


چه قدر راهنمايي ميكنيدش؟

در خيلي از كارها با هم گفتگو مي‌كنيم. بيشتر من وعلي وشيما  مشورت مي كنيم. من از هردوي آن‌ها خيلي كمك مي‌گيرم.


از نظرتون تا حالا تصميم اشتباهي هم گرفتن؟

هركس عملي را انجام مي دهد؛ اشتباه هم مي كند. بي‌ترديد او هم مثل همه انسان‌ها اشتباه مي كند
حضور آقاي ضيا در تلوزيون و راديو رو چه رنگي ميبينيد؟
سبز:مووفقيت آميز
سفيد:يك دوره از زندگي
سياه: نامناسب

حضور او به نظرم سبز بوده است.

شما غير از كتاب سيامو كتاب ديگه اي هم دارين؟

غير از سيامو يك كتاب در زمينه حسابداري دارم كه ترجمه وتاليف است از اصول يك حسابداري به همراه يكي از اساتيد دانشگاه. داستان‌هايم در مجموعه‌هاي ديگري مثل: داستان‌هاي برگزيده جايزه صادق هدايت، كتاب يوسف، داستان‌هاي ايراني و... چاپ شده‌اند.

از پدرشون هم اگه بگين خوشحال ميشيم

البته اگه خواستين

پدر علي انسان شريفي است كه عاشقانه بچه‌هايش را دست دارد.

با سپاس از شما عزيزان؛آرزو مي‌كنم كه در همه مراحل زندگي موفق باشيد. موفقيت جوان ايراني ساختن كشوري آباد وآزاد است كه آرزوي همه ماست.

 ما از خانم احدیت بابت کمکشون تشکر می کنیم و امیدواریم همیشه پاینده باشند.