اتل متل یه بابا (1)
اتل متل یه بابا
اتل متل یه بابا ، دلیر و زار و بیمار مامان دوید و از پشت ، گرفت سر بابا رو
اتل متل یه مادر ، یه مادر فداکار بابا با گریه میگفت ، کشتن بچه ها رو
اتل متل بچه ها ، که اونا رو دوست دارن بعد مامانو هُلش داد ، خودش خوابید رو زمین
آخه غیر اون دوتا ، هیچ کسی رو ندارن گفت که مواظب باشین ، خمپاره زد بخوابین
مامان بابا رو میخواد ، بابا عاشق اونه الو الو کربلا ، پس نُخودا چی شدن؟
به غیر بعضی وقتا ، بابا چه مهربونه کمک میخوایم حاجی جون ، بچه ها قیچی شدن
وقتی که از درد سر ، دست میذاره رو گیجگاش تو سینه و سرش زد ، هی سرشو تکون داد
اون بابای مهربون ، فحش میده به بچه هاش رو به تماشاچیا ، چشماشو بست و جون داد
همون وقتی که هر چی ، جلوش باشه میشکنه بعضی تماشا کردن ، بعضی فقط خندیدن
همون وقتی که هر کی ، پیشش باشه میزنه اونایی که از بابام ، فقط امروزو دیدن
غیر خدا و مادر ، هیچ کسی رو نداره سوی بابا دویدم ، بالا سرش رسیدم
اون وقتی که بابا جون ، موجی میشه دوباره از درد غربت او ، هی به خودم پیچیدم
دویدم و دویدم ، سر کوچه رسیدم درد غربت بابا ، غنیمت از نبرده
بند دلم پاره شد ، از اون چیزی که دیدم شرافت و خون دل ، نشونه های مرده
بابا میون کوچه ، افتاده بود رو زمین ای اونایی که امروز ، دارین بهش میخندین
مامان هوار میزد ، شوهرمو بگیرین برای خنده هاتون ، دردشو می پسندین
مامان با شیون و داد ، میزد توی صورتش امروزشو نبینین ، بابام یه قهرمونه
قسم میداد بابا رو ، به فاطمه به جدّش یه روز به هم میرسیم ، بازی داره زمونه
تو رو خدا مرتضی ، زشته میون کوچه موج بابام کلید ِ ، قفل در بهشته
بچه داره می بینه ، تو رو به جون بچه درو کنه کنه هر کسی ، هر چیزی رو که کِشته
بابا رو دوره کردن ، بچه های محله یه روز پشیمون میشین ، که دیگه خیلی دیره
بابا یهو دوید و ، زد تو دیوار با کلّه گریه های مادرم ، یقه تونو میگیره
هی تند و تند سرش رو ، بابا میزد تو دیوار بالا رفتیم ماسته ، پایین اومدیم دوغه
قسم میداد حاجی رو ، حاجی گوشی رو بردار مرگ و معاد و عُقبی ، کی میگه که دروغه؟
نعره های بابا جون ، پیچید یهو تو گوشم
الو الو کربلا ، جواب بده به گوشم
«زنده یاد ابوالفضل سپهر»
■ اینـجـآ مـَـنــ مـےـنـویـسَـم (!)