تولدم مبارک
چه هفته های خنده داری است
این هفته هایی که صبح تا شب ،
شب تا صبح ،
هفت روزِ هفته ،
خنده دار می زنم زیرِ گریه . . .
ای کاش می شد
شاهرگِ زندگی ام را بزنم به بی خیالی

میگویند یک سال بزرگتر شدم ولی من بزرگ شدنی را نمیبینم ، هنوز همانم که بودم
لطیف بود حسِ آغازی دوباره، اگر تو به یادم بودی!
عحیب بود رسیدن به روزِ ابتدای بودن، اگر تو مثلِ گذشته این روز را به یادم می آوردی!
اما نیست که نیست!
این دلتنگی لعنتی، درست مثلِ خیال تو آهسته می آید، بر جانم مینشیند و نمیرود که نمیرود! درست مثلِ خیال تو!
تولدم مبارک
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 9:0 توسط zari
|
■ اینـجـآ مـَـنــ مـےـنـویـسَـم (!)